تبليغاتX
دلکده ی بی دل

 

بي دل،

قصد هجرتي كرده....

به درون!

 

نمي داند تا به كي يا كجا ؟!

*

دلكده ش را مي سپارد،

اول به خدا و دوم به شما دوستان جاني!

 

* * *

مي روم تا در اعماق جان، خلوتي يابم ،

براي تفكر ،

به تعمّـد !

 

برايم دعا بخوانيد!

 

بدرود!

 

*

بي دل

صبح يكشنبه 11 فروردين 87

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/01/11ساعت 13:35 توسط بی دل |

 

 

همدم  ِ ما مُــرد !

و ما تا آخرين لحظه ،

با دستانمان،

تن ِ بي رمقش را نوازش كرديم!

*

همدم ما مُــرد !

ديــروز!

آنگاه كه حيات، در تكْ رگ ِ تنش خشكيد!

*

همدم ما مُــرد !

در حالي كه شادان و مشتاق بود !

*

همدم ما ،

خودكار روان قرمز رنگ!

همان نويسنده ي دلكده !

ديروز، در ميان انگشتانمان جان داد!

و لبخند زد !

گويي راضي بود از خويشش

و از ما  (شايد !)

*

همدم ما مُـرد ، نوشته هايش امّـا ، بر جاست !

رسالتش پاينده !

هدف ، هنوز با ماست !

ادامه خواهيم داد،

 با قلمي ديگر !

*.*.*

قلم،

شايد مظهر ازخود گذشتگي ست!

تمام مي شود تا اثري ثبت كند...

اثري كه در ذهن به حال تعليق در آمده !

چه نهضت مقدسي ، در دوران حياتش مي پيمايد!

نهضت ثبت !

جوهر مي افشاند، جان فشاني مي كند!

براي خلق!

*

چه زيباست پايان يافتن براي خلق كردن!

تولديست ميمون...

مباركش باد !

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/01/05ساعت 18:13 توسط بی دل |