تبليغاتX
دلکده ی بی دل

 

ناگفته ترین اندیشه هایم را نگاشتم به برگ کاغذی خاموش ...

 

قلم را که برداشتم به شکوه درآمد باز !

 

" از نگارش ناپایان گلایه ها"

 

رکود بار دیگر نزول کرد بر زبان!

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/20ساعت 11:7 توسط بی دل |

صریحمو دزدیدن!

سال گذشته همین موقع ها بود که به تشویق یک دوست متفکر و اهل مباحثه با ثبت وبلاگی با نام صریح به نگارش و طرح موضوعاتی که در جامعه ی ما سربسته و نا آشکار می مونه اون هم به علت برخی حجاب های بی مورد, پرداختم.

این وبلاگ از آغازین روز تا آخرین دم که موجود بود جز همان یک دوست که به مرور حضور او هم کمرنگ شد هیچ خواننده و یاوری نداشت! صریح با وجود بیان موضوعاتی که همه به اون نیازمند بودند رو به مردن نهید و به فصل زرد خویش پا گذاشت آن هم غریبانه! طوری که کسی نفهمید و شکوه ای از نبودش نکرد.

بله ....چند ماه پیش وقتی دیدم ادامه برام سخته اون هم به تنهایی, این وبلاگ رو بستم و حالا امروز که به وبلاگ دوستان سر می زدم تا لیست وبلاگهای دوستانم که آپ کردند رو ببینم در کمال ناباوری نام صریح در صدر بود!

با اینکه اون روز که حذفش کردم می دونستم ممکنه به همین زودی شخصی همین نام رو برای وبلاگ تازه تاسیسش انتخاب کنه اما علم بر این موضوع هم, اون حس دردناکی که در من تولید شده بود التیام نداد.

حالا حس من مانند اون کسی هست که صندوق جواهراتش رو دزدیدند با اینکه جواهری داخلش نیست اما باز دلگیر شده. همه ی جواهرات به تنشه اما اون برای یه صندوق عاریه غصه می خوره!

هه!

 

شاد باشید!

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/05ساعت 18:1 توسط بی دل |